الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )
24
الخصال ( فارسى )
چند كسان در شما نمودندم تكفير * مغز همه كوفتم به گرز شجاعت كردمشان از دليل و حجت سركوب * رانده و دم كنده پر زدند بساعت زاده عباد در پناه شما باد * باد شما را بر او نگاه عنايت چند بمدح شما چكامه سروده * چون پر طاوس در نگار و ظرافت دارد اميد از شما كه واسطه گرديد * تا كه خدايش دهد بخلد مكانت خواند هر آن كس چنين قصيده غراء * گفت بكاغذ فشانده در فصاحت شاعر آن پادشاه كشور شعر است * همچو سليمان در بساط بلاغت بار خدايا به آرزو برسانش * طوس برش تا كند امام زيارت اين جملههاى چندى كه شيخ صدوق در وصف عقيده و ايمان صاحب بن عباد گفته عقيده محكم و ايمان راسخ او را خوب آشكار مىكند و از كلامش بر مىآيد كه رابطه او با صاحب تنها بر اساس معنويت استوار بوده و رجال بزرگ از افكار بلند او استفاده ميكردهاند و از او پيروى مينمودهاند و شيخ صدوق فقط از راه تأليف كتب و تعليمات عمومى و مذهبى خود با آنها سر و كار داشته و جز معنويات در اين ميانه سر و سرى نبوده و شايد يك علت مسافرتهاى طولانى و متعدد شيخ هم تقليل آميزش و اختلاط با رجال عصر خود بوده كه البته همه در اخلاص و ديانت در پايه صاحب بن عباد نبودهاند اكنون ما برنامه مكتب شيخ صدوق را در چهار فصل خلاصه ميكنيم و به نظر خوانندگان محترم ميرسانيم تا متوجه شوند اين مكتب بزرگ مذهبى چگونه شالوده و اساس خود را محكم و استوار ريخت تا توانست اصول عقايد و ايمان را منظم و خلاصه كند و از تشتت و آلودگيهاى افكار كج و خطاكار تصفيه نمايد . چگونه توانست شعب و دستجات پراكنده مذهب شيعه را در يك جامعه آبرومند و بزرگ منحل نمايد و مليت يك نواختى ميان اين دستجات جدا جدا بوجود آورد . چگونه توانست اساس تعليمات مذهب را عمومى كند و در دسترس همه افراد بگذارد چگونه توانست دولتهاى طرفدار شيعه را بنفع دين و مذهب تقويت كند و مخالفين حق را بنيروى آنها سركوب كند . اينها درسهائى است كه امروز براى ما بسيار مفيد و لازمست بلكه بايد گفت اگر بخواهيم اين ضعف و سستى دينى ، اين انحطاط اخلاقى روز افزون ، اين تلاشى ملى خود را چاره كنيم راهى بهتر و نزديكتر از پيروى اين روش و تجديد اين برنامه و احياء مكتب صدوق نداريم .